سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )
304
طب در دوره صفويه ( فارسى )
« دود كردن مدفوع كبوتر رحم را به فعاليت وامىدارد ، و دود پوست مار ، با وجود آن كه ممكن است كشنده باشد ، رحم را پائين مىآورد ، از بين مواد ديگرى كه همين خاصيت را دارند يكى سنگ مغناطيس است كه اگر در مقابل فرج زائو نگاه داشته شود وضع حمل را تسهيل مىكند و يا آن كه مىتوان قدرى مرجان را به ران راست زائو بست . عنبر سائل آفريقائى نيز اگر به ران راست بسته شود وضع حمل با سهولت بيشترى انجام مىگيرد ، از روشهاى درمانى ديگر ماليدن معجونى از گرد سم خر به فرج زائو و يا سوزاندن موى الاغ و يا سم اسب و يا چشم ماهى آب شور در زير بينى او است » . طبيعى است اگر علت تاخير زايمان كشف مىگرديد ، اقدام به رفع آن مىشد ، اگر علت غير طبيعى بودن زايمان وضع غير طبيعى جنين در رحم بود اقدام به تنظيم وضع آن مىكردند ، اگر مشاهده مىشد كه كودك دارد از پا متولد مىشود آنها را از كفل تا مىكردند تا نوزاد از كفل به دنيا بيايد . در اين حالت ماما زائو را دمر مىخواباند و اين همان روشى بود كه براى زايمان زنان بسيار چاق نيز به كار برده مىشد . اگر تنظيم وضع جنين امكانپذير نبود ، و كودك به دنيا نمىآمد ، چارهاى جز اين باقى نمىماند كه آن را قطعهقطعه كرده از بدن خارج سازند اما تا آنجا كه از نوشتههاى موجود استنباط مىگردد اين كار فقط توسط ماماهاى تحصيل نكرده و به شيوهاى بسيار ناراحت كننده صورت مىگرفت و انجام آن هرگز توسط پزشكان و ماماهاى تحصيلكرده توصيه نمىشد به نحوى كه من در كتب معتبر حتى به يك مورد برخورد نكردهام كه قطعهقطعه كردن جنين براى خارج ساختن آن از بدن تجويز شده باشد . دكتر بك « 6 » در گزارش خود به سال 1856 « 7 » متذكر مىگردد كه اين روش مورد استفاده قرار مىگرفته است ، اما او قيد نكرده است كه آيا اين روش يك روش اصلى در موارد زايمانهاى مشكل بوده است يا نه ؛ به علاوه او نمىنويسد كه آيا شخصا ناظر بر يك چنين عملى بوده است و يا آن را شنيده است او مىنويسد : « اگر زايمان با اشكال مواجه بشود ، ماما دست به عمل بىرحمانهاى مىزند ، زائو را به پشت مىخوابانند و درحالىكه دو نفر پاهاى او را تا آنجا كه امكان دارد به طرفين كشيده و از هم باز مىكنند ، ماما با بىرحمى با يك قيچى معمولى كه اغلب خيلى هم تيز نيست ، و يا حتى گاهى اوقات با چاقوى آشپزخانه آنقدر عجان را مىشكافد تا جنين بتواند خارج بشود ، اگر اين عمل موجب خونريزى شديد بشود و جان زائو به خطر بيفتد ، هيچكس اهميتى نمىدهد ، چه براى زنى كه در حال وضع حمل است ارزش زيادى قائل نيستند ، ناراحتى زمانى ايجاد مىشود كه ماما در حين عمل به دست و پاى جنين نيز صدمهاى وارد كند . » جرجانى مىگويد اگر اشكال زايمان بزرگى بيش از حد جنين و يا ناقص الخلقگى آن باشد ، چارهاى جز دعا ، نذر ، و بعد هم قطعهقطعه كردن جنين باقى نمىماند .
--> ( 6 ) - Dr . Beck ( 7 ) - دو قرن بعد از شاه عباس كبير